محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
692
آثار عجم ( فارسى )
مه آمده مصاحب جوزا و همنشين * منزل ذراع « 1 » كرده و از هَنْعه « 2 » اجتناب ناهيد و تير هر دو به حوت آمده مكين * اين در هبوط « 3 » و آن شرفش گاه اقتراب « 4 » مرّيخ را و بال « 5 » به ميزان شده نصيب * در قوس مشترى شده فارغ ز اغتراب « 6 » در دامن زحل زده خرچنگ « 7 » ، چنگ سخت * از اين و بال آمده هردم به اضطراب خورشيد كرده نيز به ماهى مكان ولى * ماهى به دُم رسيده « 8 » و بگذشته ز انتكاب « 9 » چندى نمانده تا شود از حوت در حمل * و آنجا به خانه شرفش باشد انتساب دانستم از حساب كه فرداست روز عيد * پير زمانه راست سپس نوبت شباب فكرت گرفت دامنم آنگه به دست و گفت * كاى اهل نظم را به جهان مرجع و مآب چون بامداد عيد شود ، بهر تهنيت * بايد كه رو نهى به درِ شيخ مستطاب شيخ مفيد داورِ دين پيشواى خلق * غيث همم ، غياث امم ، فخر شيخ و شاب
--> ( 1 ) . ذراع : به كسر ذال معجمه وراء مهمله ، نام منزلى است از منازل قمر . ( 2 ) . هنعه : به فتح اوّل و سكون ثانى ، نيز نام منزلى است از قمر . ( 3 ) . هبوط : در لغت به معنى فرود آمدن است و به اصطلاح ، تفصيلش خواهد آمد . ( 4 ) . اقتراب : نزديك آمدن . ( 5 ) . و بال : معنيش سختى و گرانى است . به اصطلاح نجوم ، ذكرش خواهد آمد . ( 6 ) . اغتراب : از ديار خود دور گرديدن . ( 7 ) . خرچنگ : برج سرطان ، مقصود است . ( 8 ) . ماهى به دم رسيدن : كنايه از رسيدن كار است به آخر . ( 9 ) . انتكاب : در رنج و سختى افتادن .